همیشه تو خیالات باطلم فکر میکردم که اگر بمیرم. یه صنم تو زندگیم هست که برام ناراحت میشه و ممکنه واسم گریه کنه. الان میدونم واسم تره هم خورد نمیکنه.
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این را دوست دارد.
This entry was posted on سپتامبر 27, 2010 at 4:42 ب.ظ. and is filed under صنم. شما میتوانید هرگونه پاسخ به این ورودی را از راه خوراک RSS 2.0 دنبال کنید.
شما میتوانید پاسخی بدهید، یا از وبگاه خود دنبالک بگذارید.
سپتامبر 27, 2010 در 9:28 ب.ظ. |
خب بازم بايد خدا رو شكر كرد كه زود متوجه شدي! پس سعي كن نميري چون كسي نيست برات گريه كنه!
سپتامبر 30, 2010 در 11:00 ق.ظ. |
واقعا شانس آوردم که متوجه شدم وگرنه بعد از مرگم بد بخت میشدم.
سپتامبر 28, 2010 در 10:31 ق.ظ. |
نمی دونم واست مهمه یا نه. اما من ناراحت می شم اگه کوچیکترین اتفاق بدی واست بیفته دوست من…
سپتامبر 30, 2010 در 11:00 ق.ظ. |
مرسی شازده. خیلی خوبه که همیشه اطراف مون کسانی باشند که بدونی براشون مهم هستی.
سپتامبر 30, 2010 در 12:45 ب.ظ. |
با اجازه لينك كردمت توي بلاگم!
سپتامبر 30, 2010 در 1:41 ب.ظ. |
کمال لطف شماست.
منم خواهم لینکید.
فقط یادتون باشه من کمی دیر به دیر آپدیت میکنم.
اکتبر 1, 2010 در 7:18 ب.ظ. |
زهی خیال باطل…
اکتبر 2, 2010 در 3:21 ب.ظ. |
واقعا
اکتبر 23, 2010 در 10:29 ب.ظ. |
خيلي دردناكه …اما قابل حله …
اکتبر 23, 2010 در 11:52 ب.ظ. |
راه حلش چیه؟
دسامبر 26, 2011 در 6:23 ق.ظ. |
ی ز ی ی ز پ د ت ی ب ی سی یی ز ی ت ب فی ی ی ب ی س ست.